یک:
سربه خیابان های شلوغ می زنم ...
شاید میان جمع بسیار ...باز یک چهره شبیه تو ...ببینم همین!
دو:
چقدرگفتم با من بیا و نیامدی ...
حال که من روحم !از زنده بودن خود خش حالی؟!!!
سه:
کنایه زد گونه یتبدار تو به یک گلسرخ!
همه دیدیم که گلبرگ های او ...سپید شد!!!
چهار:
ساختی از من مجسمه ای و بالای یک کمد ...
صدبار افتخار کردی ومن در آشپزخانه کارگر بودم!
پنج:
چشم هایم را فروختم به میلیارد تومن که چشم تو ...
یک لحظه باز شود تا ببینی که من میلیاردرم وکور!
شش:
مزار شش گوشه ات را عطر ایمان پرنکرد؟!
صد هزار شکر که مومنان عاشق ولایت تو ...فراوانند...
هفت:
کنار جاده گردویم!وتوی شیشه منتظر دستانت!
که بلندم کنی جلوی مشتریان ....لابه لای شلوغی جاده ...مزمزه ام کنی !
هشت:
ترومپ!خشته شدیم و نشدی خسته از دشمنی خویش ...
اشکال ندارد اگر برگردی که ما رفته ایم ولایت !
نه:
پورشه:
مامان بزرگینو!من بلاتون یه شال خریدم!
مامان بنز:
آفرین پسرم!منم برات شکلات هیس خریدم!
لامبورگینی :
مامان بزلگ دیگه دوست ندالم!
مامان بنز:
برای توام خریدم!
بوگاتی:
مامان بنز!اینا دندوناشون اشکال پیدا میکنه!
مامان بنز:
ببین بوگاتی هر کدوم اینا اندازه ی بودجه ی یه موسه قیمت دارن !دندوناشونم ول کن!اینا پسرن!
بوگاتی:
مامان !این چه حرفیه می زنید ؟جلو بچه ها؟
خودشون بین دوستاشون رنج می برن !اصلا کی از دندونپزشک خوششش می اد؟
مامان بنز بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: پرانتزی,بستگروس,عبدالملکیان, نویسنده: بازدید: 243 تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 2:09
یک:
یک کوزه جای من است توی خاک ...
برمی گردم جای یک درخت ...از کوزه خاک!
دو:
وطن ندارد عشق و این بی وطن خوش است ...
رفته است گذرنامه گرفته است ...قلب من!
سه:
غریب بودم . از تو کتک خوردم . بعد عاشقت شدم!
ولی ...
"ببخش""
یکروز در حواس پرتی خود!تورازدم ...به جرم بی عشقی !!!
چهار:
ناراحتم از دست تو که مرا نمی شناسی اما ...
درغیبت من ...
جای خدا قضاوتم می کنی ...
پنج:
مویت را جویدی و دندانت دگر نبود ...
من موی سپید کردم با عادت بدت!
شش:
مزار شش گوشه ات را می خرم به دو اسم :
رقیه و زهرا (سلام الله علیهما)ندارند رقیبی ...
........................................................................
حوصله هفت و هشت و نه رو ندارم !!!
................................................................
ده:
رهبرم ...
اگر بشود اسمش را گذاشت شانس ولی اقبال است ...
زیستن در یک زمان با حضرت عالی تان ....
یازده:
یعنی امروز دوتا مسئله یقدمی چطور بگم دوتا خاطره یقدیمی بی ربط و با ربط جلو چشن اومد اینم بگم که من اینطوریم!!!
یاد م اومد کارگاه تئاتر آقای مرزبان که زمان ما پخش می شد جمعه ها از شبکه دو و آقای علیرضا اوسیوند که حالا خودشون یکی از وزنه های بازیگری هستن ...اون موقع هنرجو بودن .چقدر برای ما جالب بود !
"حالا دنبال سن نویسنده بگردید ...تا ..."
دو:
بعد یه چی یادم اومد از دومی مهمتر گفتم خدانگه داره بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 512 تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 21:15
یک:
ندارم سر ولیکن سری ست درقلبم ...
که عشق تو ندارد سر !از آن سری که درقلب است !
دو:
روی دیوار نوشتم:پژمرد !
ویک مرد که کل خریده بود با خواندش گلش را بوسید ...
وگلش را توی اب و قند زنده نگه داشت و ...
بعد گذاشت لای کتاب "لبخندها"...
وبعد که مرد !باز جای گل خوب بود ...
واین تاثیر یک کلمه است درزندگی بعضی جانداران!
سه:
چرا عشق تو را ادامه می دهم هنوز ...که می دانم ...
که این سلسله ی مر گ اور ...می کشد آخر!
چهار:
بین دستان من و زندگی ماهی حوض!
قرار پریدن نبود!که پرید و بعدش مرد!
پنج:
انار تلخ شد و ندادکام شیرینم ...
که دختران اگر بخواهند ....شیرینی کام را تلخ خواهند کرد !
شش:
مزار شش گوشه ات را کنارقلب خودم جای است ...
دیگر کجا برم که همیشه کنار من باشی ...
هفت:
نبرد میمون کوچک و درخت ...یک روز تمام می شود ...
زمانی که می پرد از بلند ترین شاخه ی درخت و روی درختی دیگر ...
فاتحانه جشن نارگیل می گیرد ...
هشت:
ترومپ ج.ن!بیا تهرون که قلب ما خون است ...
از ندیدن تو نمی ریم یک وقت !درمیان پارتی های ونک!!!!
نه:
پراید:
مامان !من و بوگاتی داریم می ریم ایتالیا!
مامان بنز:
خدا خیرکنه چه خبر ؟
پراید:
یه بچه گرفتیم می خایم بیاریم ایران ...متاسفانه عقب افتاده است ولی خیلی خوشگله!
مامان بنز:
از این جا که پر از مشکله می خاید برید ایتالیا بچه ی عقب افتاده بیارید ایران؟
پراید:
بله!پدرو مادرش رو تو بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 218 تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 21:15
یک:
جدایی بسیار مرا شاد کرد و خودش رفت با شادی...
پی آن وصلت فرخنده !که ...
بین تو وعشقی دیگر ...امکان داشت !
دو:
نگذاشتم دیگر دست های آلوده ات به گل برسد ...
ای باغبان ریا کار ...که از ریشه سوخت "ارکیده"...
سه:
فرش هیچ باغبانی نداشت ...
جز بافنده ای که لابه لای انگشتانش ...ترنج روئیده بود!
چهار:
کناردریا بخواب که ارامش ...
قبل طوفان با استکان چای ...عجب می چسبد!
پنج:
نوراز چشم تو افتاد و عجب خورشیدی !
تو به تاریکی چشمان من عادت داری!!!
شش:
مزار شش گوشه ات مرا فرو برد در نور ...
که از روز اولم با ساز عشق برقصم یا حسین(ع)...
هفت:
نکته این بود مرا برده بودی به خواب ...
وحیف که من فرق بین خواب طبیعی و مصنوعی را می دانستم!
هشت:
ترومپ !
نشکن عهد و پیمان بین مارا ...
که معلوم نیست عده ای چرا تورا عاقل می دانند!
نه:
پورشه:
مامان بزرگینو !میشه بلا من و لامبورگینی اسپاگتینو بپزی؟
مامان بنز:
چرا جیگر !می دونستی خیلی خوشگلی؟خیل خوب!پس تو آشپز خونه نیا اینجا برا بچه ها خطرناکه!
لامبورگینی:
مامان بزرگ !ما داریم کارتون می بینیم!
مامان بزرگ:
بیا!مگه این نابینا نیست؟
لا مبورگینی:
بابا دوفت؟
مامان بنز:
یه بچه ی خوب همیشه راستشو به مامان بزرگش می گه!
لامبورگینی :
نه!عملش کردیم!مامان بوگاتی بیمه بود!بعد دائی سالوادورش پورشه رو عمل کرد!
مامان بنز:
خداروشکر!
وناگهان تلق صدای شکستنی
مامان بنز از آ بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...
یازده:
وقتی حضرت رسول به دنیا می آن ...دنیا دچار تخول میشه و بعضی ها متوجه اتفاقات مهم در اینده می شن ...اون موقع که زمین و زمان به پیشرفت امروز نبوده اونطور بود ...یعنی الانم هستن کسانی که تحولات جهان رو از علائم می فهمن و اطلاع دارن؟
حتما هستن .ولی این داستان ها رو به هر نامحرمی نمی گن...از اون طرف امام صادق علیهم السلام به دوعلم بسیار مهم درکره ی زمین یعنی فیزیک وشیمی اهمیت می دادن واز همون کانون علمی ایشون ادامه داره تا حالا...باورش سخته ولی حقیقت داره که فیزیک یه بخش مهم از علومیه که ما بلدیم ...حتی ماورالطبیعه که متافیزیکه و پرداختن به زمان که استاد خیام بهش پرداختن و بعدها هایده گر اومده و به شکل امروزی بیان کرده ...اگه کسی بتونه کتاب زمان هایده گر رو بخونه متوجه میشه که فیزیک و جسم درگذشت زمان چه موقعیتی داره ولی پس خیام چی؟
.........................................
اهالی تسنن هم عیدشونه ...عید بزرگی که واقعا واقعا براهمه مون مهمه ...
دوس داشتم یه هم چین شبی مسجد النبی بودم ...آدم هرچی پیر تر میشه اهمیت این جور سفرا رو تو زندگیش درک می کنه ...
البته که خدا اینجاست تو دلمون ولی اونجا که می ریم نزدیک نزدیک به خدائیم!!!نه !نزدیک به دلمون ایم ...
این عید رو به همهی ملت ایران از شیعه و سنی تبریک می گم ....
.........................................
خیلی خسته ام ...ممنون که ازم غ بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 216 تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 22:20
یک:
تبدیل به غزل می شوم از بس که شعر تو ...
غمگین نوشته است ...تمام وجودمن ...
دو:
چرا بی دلیل م یروی و بی دلیل می آیی ؟
حتی نسیم هم برای امدنش ...صد دلیل هست ...
سه:
برو دیگر بدون هیچ احساسی ...خداحافظ!
خداحافظ!...که دیگر مرگ می اید مرا ...با دیدن ات ...خداحافظ!
چهار:
خم شدی ...تا شدی ...وچون سایه رفتی ...
نگفتم کمرت از کدام درد شکست ...
اما من پایه ی خوبی نبودم ؟
خودت نخواستی تکیه کنی ...و احترام داری...
چون درهمین حال هم ...."باز استقلال"نمی گذاشت ...گلایه کنی ...
پنج:
روی هم دردو وی هم درد و درد و درد ...
آن قلب که می شکست و صدایش ...صدانبود!!!
شش:
مزار شش گوشه ات را دوست دارم چون خودم ...
من خودم را بسته ام برعشق تو ....تا عاشق بمانم یا حسین(ع)...
هفت:
روی من حساب کردی و حساب تو اشتباه در آمد ...
میلیاردها حساب تو ...هنگام جدایی صفر بود !!!
هشت:
TRUMP!جون خیال ما نیست که شما بهترید یا ما؟
درد ما این است که بسته اید به ما دشمنی و خود دشمن اید!
نه:
مامان بنز:
خو...ننه خاور می خای با 6 میلیارد تومن که از لیلاند مر حوم رسیده چکار کنی؟
ننه خاور:
می خام باهاش یه پرورشگاه درس کنم!
مامان بنز:
آخرش که ما خودرو ایم نه؟
ننه خاور:
خوروایم که خودروایم!خودروایم که میمیریم؟
باباپژو:
نه مادر!ما کلا توهم داریم ناراحت نشو!
ده:
رهبرم ...
در اندیشه ی این خاک ...مردان بزرگ می مانند ...
چو بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: انداختم, نویسنده: بازدید: 250 تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 22:20
ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: عشقوبگیرش, نویسنده: بازدید: 221 تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 22:20
یک :
درصحرای عشق دویدن بی هدف ...
کو تا "لیلی "بیائی و تماشاها کنی ...
دو:
صد با نشستم ...صد بار نشستم از غم دوریت ...
چشم به "لالی "افتاد!از بس که گفت "نیست!!!
سه:
بودجه ی عاطفیت میلیارد بود ...
خرج کردی و به من رسیدی با هیچ !
چهار:
به بی مهری از تو گذشتم و مردی و بعد مرگ تو ...
صد یار گرفتم که اسمشان لنگه ی اسم تو بود!!!
پنج:
روزی که عاشقم شدی ...یادم نمی رود !...
معجزه آوردی و مسیح وارهم ...مردگان زنده شدند!!!
شش:
مزار شش گوشه ات حسرت امثال من است ...
که با عشق تودنیای ما ...اصلاح می شود !
هفت:
خدایا!یوسف را شکستم همچوبت "زلیخایم "و اینم !
اگرم باز فروشند بتی کنعانی !چرا نخرم؟
هشت:
ترومپ!برهم زدی تعادل دنیا و این روش !
گرفتن ماهی ست از اب گل آلود ...ما می دانیم!
نه:
پراید:
مامان دوستم "پورشه"رو بهتون معرفی می گنم!
مامان بنز:
آقای پورشه !شما یه دفه برا خواستگاری تیبا نیومدید؟
پراید:
مامان!ما دیروز باهم آشنا شدیم ...
مامان بنز:
ایشون یه مامان کرایه کرده بودن ...ماهم تیبارو بهشون ندادیم !به هرحال خوش اومدین!
پراید:
پورشه برا چی اومدی؟
پورشه:
ببینم مامانت سکته نکرده؟
پراید:
چرا؟ولی اصلا حواس پرت نیس!
پورشه:
چرا؟همهی خودروها ی تهران یا می خوان من دامادشون باشم!یا من قبلا خواستگار دخترشون بودم ...یا بر اثر داشتن والدین ابله!همه می خوان پسر شون باشم!
ده:
رهبرم ...
حتی کمین دشمنا بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 211 تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 22:20
یک:
درخواب بد...بازهم هزار امید به خیر هست ...
ما زنیم!و تعبیر کنندگان می گویند:خواب زن ...چپ است!!!
دو:
کناردریا دویدن روی ماسه ها ...شفاست ...
نمی بینی که دریا عجوزه است ...وجوان می بینیم!
سه:
خیال بدنکن ای دوست ...من هنوز "لیلایم"!
بد نکردم با جنون تو ...تو اما در جوانی ...مراکشتی!
چهار:
مثل بهروز وثوقی ...با چاقوی زنجان ...میان فیلم کیمیایی!
صدتا دختر پاره کردن نامه هایت!"از ترس"ابرو نذاشتی!!!
پنج:
می رقصیدم و نمی ترسیدم و شادبودم!
اندوه بار مرا می خواستی و گفتی:شادی هارا "ترک "کن!
شش:
مزار شش گوشه ات را بوسه های من کم است ...
باز می آیم به نیت "ده هزار بوسه" که برپایت زنم!
هفت:
توی باغ مرا بوسیدی و هیچ کلاغی آن جا نبود ...
از شانس یک گنجشک روی شاخه نسشته بود ...گفتی:
از ین پس همه م بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: افاداداشام,کجان؟الون,بگیرندختر, نویسنده: بازدید: 184 تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت: 21:23
یک:
درتنگنای آغوش تو مردم!
ای آه ...از تنگی قبر ...که آغوش تو نیست...
دو:
درخت افتاد و مرد!
وهزار پرنده بی خانه شدند ...
هیزم فروش !تبرش را فروخت و...
با پول بیمه !هزار خانه ی پرنده ساخت !
سه:
میان دریاچه های نمک ...می سوزم از بی ابی!
من آن ماهی دریاچه ی شیرین بودم !...
که در کام ماهی خوار داشتم می پریدم ...
افتادم!!!
چهار:
مرا دربیاور از توی قوطی شانست!
هزار تک تومنی ومن!یا چند میلیارد و یا هزار تومن!
پنج:
بس نبود که می خواستی با بولدزر خراب کنی؟
کلنگ هم نتوانستی بلند کنی!!!
شش:
مزار شش گوشه ات جای خاک پرستان نیست!
که صدهزار شهید هنگام زندگی دست تورا بوسیدند...
ببخشید نوشته بودم پاکشد
هفت:
التماسم نکن که بمانی و من نگه دارمت...
با این عشق جز سرای سالمندان جایی دگر نخوای رفت ...
هشت:
تروم بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: بدزدیمههههه, نویسنده: بازدید: 209 تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت: 21:23